سونات

(2 امتیاز)

سونات يا در واقع همان سوناتا (Sonata) از ريشه لاتين - ايتاليايي به معني صدا دادن و نواختن (to sound , to play) است که در موسيقي براي قطعه اي بکار برده مي شود که شما در آن تضاد را مي توانيد احساس کنيد ...

يک تعريف ساده براي سونات مي تواند به اينصورت باشد : "قطعه موسيقي که معمولآ براي يک يا دو ساز نوشته شده و در بيش از يک موومان اجرا مي شود". اما فرم و نحوه تنظيم سونات از قرن هفدهم تا کنون در مقاطع مختلف زماني دستخوش تغييرات بسياري شده است که سعي مي کنيم در اين نوشته به توضيح آن بپردازيم.

ريشه و مبدا پيدايش
سونات يا در واقع همان سوناتا (Sonata) از ريشه لاتين - ايتاليايي به معني صدا دادن و نواختن (to sound , to play) است که در موسيقي براي قطعه اي بکار برده مي شود که شما در آن تضاد را مي توانيد احساس کنيد.

اين اصطلاح موسيقي در قرن هفدهم هنگامي که بتدريج موسيقي آوازي (Vocal) از موسيقي سازي (Instrumental) جدا شد، مورد استفاده قرار گرفت. پيش از دوران کلاسيک از اين اصطلاح براي بسياري از فرم هاي موسيقي بدون کلام استفاده مي شد، به همين دليل نوعي ابهام در درک از معني و مفهوم سونات در اين دوره ها مشاهده مي شود که به تدريج با پيداش و گذر دورهاي مختلف موسيقي، سونات شخصيت خاص خود را پيدا کرد و به آنچه ما امروز مي شناسيم تبديل شد.

پايه گذاري فرم سونات در دوران کلاسيک آنقدر محکم و دقيق انجام گرفت که بتدريج در دوران رمانتيک اين فرم توانست مبدا پيدايش انواع فرمهاي موسيقي ارکسترال و کنسرتي - مانند سمفوني - شود. از جمله اولين آهنگسازان بزرگي که بناي سونات به معاني امروزي را پايه ريزي کردند مي توان به هايدن، موتزارت و بتهوون اشاره کرد.

فرم هاي دوتايي و سه تايي
برخي از سونات ها داراي بخشهاي دو قسمتي هستند (دقت کنيد نه به معناي دو موومان) ، به اينصورت که در قسمت اول موسيقي، آهنگساز پس از جا انداختن يک گام مشخص به سمت گام جديدي مدولاسيون مي کند و در قسمت دوم از گام جديد به گام اوليه باز مي گردد و آن بخش از موسيقي را به پايان مي رساند.

به فرم نوعي از موسيقي که اين حالت در آن رعايت مي شود، فرم دوتايي يا Binary گفته مي شود، معمول بر اين است که از لحاظ اندازه اين دوقسمت با يکديگر مساوي باشند. دقت کنيد که فرم Binary ممکن است در يک يا چند موومان و يا حتي بخشي از يک موومان اجرا شود.

در بسياري ديگر از موارد نيز آهنگساز ترجيح مي دهد تا براي ساخت سونات از ساختارهاي سه بخشي استفاد کند که در اينصورت بخش اول را عينآ و يا با تغيير مختصري پس از قسمت دوم مي آورد، به اين فرم، فرم سه تايي يا Ternary گفته ميشود.

مدولاسيون
مدولاسيون براي فرار از يکنواختي و همچنين ايجاد تضاد جزء جدا نشدني سونات محسوب مي شود. در فرم هاي استاندارد، اگر سونات در يک گام بزرگ شروع شود هنگام مدولاسيون به گامي بزرگ در فاصله پنجم پايه مي رود و اگر گام اصلي کوچک باشد به گام بزرگ نسبي مدولاسيون مي شود. بنابراين براي مثال اگر قسمت ابتدايي سونات در دو ماژور باشد به سل ماژور مدولاسيون مي گردد و اگر در دو مينور باشد به مي بمل ماژور.

لزومي ندارد که آهنگساز به يکباره عمل مدولاسيون را انجام دهد و يا اينکه تنها همين دو مدولاسيوني را که از آنها نام برديم بکار ببرد. ممکن است آهنگساز در ميان قسمتها نيز مدولاسيون هاي کوچک انجام دهد. بعنوان مثال ممکن است از دو ماژور براي مدت کوتاهي به ر بمل ماژور برود، سپس به ر ماژور و پس از آن تازه به گام فاصله پنجم يعني سل ماژور.

مثال ديگر سونات پاتتيک بتهوون است که در آن آهنگساز قبل از رفتن به مي بمل ماژور به دو ماژور مي رود و سپس به دو مينور بازگشته به مي بمل ماژور مي رود.

کنتراست و تضاد
آهنگساز در عين استفاده از غالب هاي دوتايي و يا سه تايي، بايد مد نظر داشته باشد در موسيقي او يک بخش شرح اوليه (exposition)، يک قسمت بسط و توسعه که در تضاد با قسمت اول است (development) و در نهايت يک قسمت تکرار و يادآوري اوليه (recapitulation) گنجانده شده باشد.

در قسمت توسعه (development) معمولآ ايده هاي موسيقي اصلي با حالتي متضاد از لحاظ ريتم، ملودي و ... اوليه نوشته مي شود. در اين قسمت آهنگساز مي تواند برخلاف اکسپوزيشن با تناليته بازي کند، چرا که نيازي به تلقين آن به شنونده را ندارد.

از نکات بارزي که در development بايد رخ دهد آن است که موسيقي بايد به نقطه اوج خود يا همان Climax برسد. آهنگساز مي تواند در development نيز از تکرار استفاده کند و سپس در قسمت recapitulation به يادآوري تم اوليه سونات بپردازد.

قسمت هاي ديگر
سليقه يک آهنگساز ممکن است باعث شود تا به يک سونات قسمتهايي مانند مقدمه و يا برگشت هاي بزرگي از نوع کدا (Coda) هم اضافه شود. وظيفه مقدمه آشنا سازي شنونده با تناليته بدور از تمپوي قسمت اکسپوزيشن و يا تم اصلي قطعه است.

نکته اي که در انتها بايد به آن اشاره شود آن است که مواردي که در بالا به آنها اشاره شد اصول و قالب اوليه تهيه يک سونات هستند و آهنگساز ممکن است با توجه به سليقه خود هر مقدار که بخواهد از چهارچوب اوليه خارج شود.

سونات آلگرو
بسياري از سوناتهاي زيباي موتزارت و بتهوون که ما مي شناسيم (همچنين بسياري از سمفوني ها) حالت سونات آلگرو دارند. پايه گذار اصلي اين فرم موسيقي هايدن است و بصورت کلي به چهار بخش اصلي تقسيم مي شود.

1- مقدمه : معمولآ تمپوي آرام دارد و ممکن است از تعداد کمي ميزان (حتي صفر به معني نداشتن مقدمه) تا بخش قابل توجهي از موسيقي را بخود اختصاص دهد. مقدمه معمولآ براي آشنايي گوش شنونده با کليد اصلي است اما اين امکان هم وجود دارد که آهنگساز براي اتصال آن به کليد اصلي، توجه بيشتري به گامي که در فاصله پنجم کليد اصلي دارد را داشته باشد.

هيچ دليلي وجود ندارد که آهنگساز تم هايي را که در مقدمه استفاده مي کند در قسمت هاي بعدي دوباره مورد استفاده قرار دهد، در واقع انجام اين کار بندرت توسط آهنگسازان مشاهده شده است.

استفاده از مقدمه براي يک سونات وزن موومان را بالا ميبرد، مقدمه يک سونات در تکرارهاي داخلي آورده نمي شود و تنها ممکن است آهنگساز آنرا در کدا (Coda) دوباره تکرار کند.

2- Exposition : همانطور که قبلآ هم اشاره کرديم تم اصلي و مواد اوليه براي موسيقي در اين قسمت آورد مي شود. در سوناتها آلگرو اين قسمت باتموپوي آلگرو - يا نزديک به آن - اجرا مي شود و معمولآ از سه قسمت کوچکتر تشکيل شده است که مي توانند تکرار هم داشته باشد.

اول از همه قسمتي است که در آن موضوعي مطرح مي شود. اين موضوع در کليد اصلي موسيقي قرار دارد و شامل يک يا بيشتر تم است.

قسمت دوم مسير گذر به گام جديد است. اين قسمت ممکن است شامل يک پاساژ براي رسيدن به پل (Bridge) باشد که در آن مدولاسيون انجام مي شود.

و بالآخره قسمت سوم که بخش پاياني نام دارد و هدف آن تاکيد بر روي گام جديد است، آهنگساز آزاد است که از مواد ملوديک قبلي استفاده کند و يا تم هاي جديدي را معرفي نمايد.

3- Development : اين قسمت معمولآ با همان گامي که اکسپوزيشن در آن تمام شده است شروع مي شود و آزاد ترين قسمت سونات محسوب مي شود. آهنگساز مي تواند به هر مقدار که بخواهد مدولاسيون انجام دهد و از هر تعداد تمي که بخواهد در آن استفاده کند. محدوديتي در تعداد ميزانها ندارد و تمپوي آن معمولآ نزديک به آندانته (Andante) انتخاب مي شود.

قسمت بسط و توسعه مي تواند فراز و نشيب هاي زياد در ريتم، ملودي و ديگر المانهاي موسيقي داشته باشد و همانطور که گفتيم Climax موسيقي در اينجا بايد رخ دهد. مجموعه عواملي که بر شمرديم بعلاوه تمپوي پايين تضاد قابل ملاحظه اي را ميان اين قسمت و دو بخش اطراف خود ايجاد مي کند.

4- Recapitulation : در اين قسمت آهنگساز به تکرار و يادآوري قسمت Exposition مي پردازد. ممکن است تغييراتي هم در آن اعمال کند اما آنقدر نيست که شنونده نتواند متوجه شود که اين همان قسمت اول سونات است.

همانطور که اشاره کرديم ممکن است آهنگساز در انتهاي Recapitulation از يک برگشت بزرگ به ابتدا استفاده کند و يا نه در صورت نياز قطعه را به گونه اي به اتمام برساند که براي اتصال به موومان بعدي آماده شود.

از مفيدترين روشها براي شناخت بهتر فرم در موسيقي آن است که پس از آشنايي با چهار چوبهاي تئوريک فرم، يکي از قطعات را بعنوان مدل انتخاب کرده بارها گوش کنيد و پس از آشنايي با موسيقي، بر روي نت آن اقدام به تحليل و آناليز فرم نماييد، براي مثال سعي کنيد بر روي سونات پاتتيک همين کار را انجام دهيد.

----------------------------------------------------------------

موومان اول از سونات شماره یک ویولون باخ با اجرای هایفتز

موومان دوم از سونات شماره یک ویولون باخ با اجرای هایفتز

موومان سوم از سونات شماره یک ویولون باخ با اجرای هایفتز

 

موومان چهارم از سونات شماره یک ویولون باخ با اجرای هایفتز

 

افزودن نظر

با تشکر فروان از همه شما عزیزان, نگاهک سایت شماست پس با ارسال نظرات خود , آنرا پر بار تر نمایید.






کد امنیتی
بازنشانی

قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی