مي دانيد که ويولون اين ساز زهي و آرشهاي کوچکترين عضو سازهاي زهي آرشهاي است.
ارجحترين ساز ميان زهي ها با ميدان صوتي بسيار گسترده است ، درخشان ، روشن وبسيار چابك بوده با طيف وسيعي از طنين هاي غني ، زنگدار ، خشن ، ارامش بخش و.... ميباشد و به همين دليل امكانات گسترده اي را در اختيار اركستر ميگذارد.
ويلن سازي است كه تمامي فواصل كروماتيك عربي و فواصل كروماتيك مخصوص موسيقي ايراني و هر موسيقي ديگر را به راحتي اجرا ميكند .اين ساز داراي چهار سيم است و در هنگام نواختن روي شانه چپ نوازنده قرار ميگيرد ، ويلن به وسيله ارشه نواخته ميشود ، اين ساز چه به صورت تكنواز و چه به صورت هم نواز مهمترين عضو اركسترهاي كوچك و بزرگ محسوب ميشود. در همنواز اركسترهاي بزرگ ويلن به دو گروه ويلن يك و ويلن دو تقسيم ميشود كه كار گروه ويلن يكها اجراي ملودي اصلي و نقش ويلن دومي ها هارموني قطعه ميباشد .
بسياري از اهنگسازان بزرگ جهان معتقدند كه ويلن قادر است انواع پاساژهاي تند و تزئيني و ماهرانه را به راحتي از هر ساز ديگر بهتر اجرا كند و البته از اين ساز به علت چابوكيش در ملودي هاي پر تحرك بسيار استفاده ميشود .
مي دانيد که ويولون اين ساز زهي و آرشهاي کوچکترين عضو سازهاي زهي آرشهاي است.
براي نواختن معمولاً روي شانه چپ قرار ميگيرد و با آرشه که در دست راست نوازندهاست نواخته ميشود.
کوک سيمهاي ويولن از زير به بم به ترتيب :
مي (سيم اول)، لا (سيم دوم)، ر (سيم سوم)، سل (سيم چهارم).
بنابراين اصوات سيمهاي مجاور نسبت بهيکديگر فاصله پنجم درست را تشکيل ميدهند. در اين وسعت صدا ويولن قادر است تمام فواصل کروماتيک و کوچکتر از آن را اجرا نمايد.
تاريخچه ويولون
تاريخچه ويلن در اروپا به قرن 9 ميلادي باز ميگردد.بسياري معتقدند که ويلن نمونه تکميل شده ساز رباب است. رباب سازي است که بعدها وقتي به اروپا آورده شد و تغييراتي در آن بوجود آمد به نام ربک در اروپا شهرت گرفت. برخي بر اين باورند كه ساز ويلن متعلق به يك امپراطوري هند در 5000 سال قبل از ميلاد بوده است و برخي ديگر ريشه ان را در افريقا و حتي كشورهاي عربي ميدانند. فرمهاي اوليه داراي سوراخي بودند كه بر روي ساز قرار داشت اما بعد ها اين سوراخ از بدنه ساز ها حذف شدند و اين ساز با چهار سيم سر اغاز ساز ويلن تكامل يافته در سالهاي اينده شد. در اروپا از قرن ?? به بعد ساز ويلن به صورت تكامل يافته ديده ميشود.
از اولين سازندگان ويلن ميتوان به گاسپارو برتولوني ايتاليايي نام برد ، که در برخي موارد وي را مختراع اين ساز ميدانند. از شاگردان مشهور گاسپارو برتولوني آندره آماتي بود که او هم بهترين سازنده ويولن در سطح جهان يعني آنتونيو استراديواري ايتاليايي را پرورش داد. تا کنون کسي در جهان پيدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکميل نمايد بلکه قادر نبوده ويولني بسازد که از حيث زيبايي و صوت بتواند با ويولنهاي آنتونيو استراديواريوس برابري نمايد. جلا و ظاهر خوش ويولن استراديواريوس چيزي در حد کيفيت خورشيد که روي پوست ابريشمي تابيده باشد است و هم چنين نرمي و لطافت خاص و منحصر به فرد يا ميتوان گفت پختگي.
يکي از کارهاي استراديواريوس ايجاد ويولن کنسرت است که با طنين نيرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسيقي بيشتر از اين لحاظ مديون استراديواريوس ميباشد.
تاکنون بيش از سه سده از اختراع اولين نمونه ويولن توسط گاسپارو برتولوني ميگذرد و در اين مدت با وجودي که کشفيات جديدي در علوم فيزيک و شيمي نمودهاند نه تنها نتوانستهاند در ساختمان ويولن تغييري بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قديم نيز چيزي درک نکردهاند.
خرک (در جلو)، گريف (جسم سياهرنگ در عقب) و سيمهاي ويولون
اين ساز از ?? قطعه مختلف ساخته ميشود . وزن آن در حدود ??? گرم ميباشد.
ويلن از بخش هاي زير تشکيل شده است :
نقش اين ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعي و انفرادي بسيار پر اهميت است. وجهه جهاني ويولن را ميتوان در سازگاري آن با فرهنگهاي مختلف و حضور اين ساز در موسيقي ملل مختلف ديد.
محل قرار گرفتن ويلن بر روي سطح شانه و در نزديکي گردن نوازنده است.
فهرست نوازندگان ويولن
با ورود ويولن به ايران برخي از نوازندگان کمانچه مانند حسين خان اسماعيل زاده، علي اصغر بهاري، حسين ياحقي و... به آموختن آن پرداختند.
از جمله نوازندگان صاحب سبک اين ساز(در سبک موسيقي ايراني)، ميتوان به علي محجوبي، رکن الدين مختاري، ابوالحسن صبا، علي تجويدي، اسدالله ملک، حبيبالله بديعي، پرويز ياحقي، ابراهيم لطفي، همايون خرم، مجتبي منصوري، رحمتالله بديعي، اميرحسين وفائي و همايون خرم اشاره کرد.

قدرت گرفته از جیکامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سیاماس فارسی