«ريچارد جورج اشتروس» را بهتر بشناسيم ؛ [قسمت 2]

(0 امتیاز)

اشتراوس در سال 1948 آخرين اثر خود را نوشت؛ "آخرين چهار شعر" براي صداي سوپرانو و ارکستر. براي اين نقش سوپرانو کريستن فلاگستاد (Kirsten Flagstad) را در ذهن داشت. کريستن آنرا براي اولين بار اجرا کرد و ضبط شد اما کيفيت ضبط خيلي پائيني دارد. از بهترين اشعار وي مي توان Zueignung ، C?cilie، Morgen و Allerseelen را نام برد.

استرائوس براي آنکه بدرو از سياست باقي بماند تصميم داشت موقعيت خود را در اين پست (رئيس مرکز فرهنگ و موسيقي آلمان)حفظ کند، تصميمي بخاطر آن بسيار سرزنش شد. زماني که در اين پست بود "المپيک هامن" (Olympische Hymne) را براي المپيک تابستاني 1936 نوشت و توانست با چندين سرباز آلماني ارتباط دوستانه اي برقرار کند. در حقيقت قصد اصلي او حفاظت از جان عروسش آليس، بود (شخصي که يهودي و تحت تعقيب گشتاپو بود) در سال 1935 استرائوس به دليل آنکه از حذف برنامه اجراي اپراي دوست يهوديش استفان زويک امتناع نمود، مجبور به استعفا از "مرکز فرهنگ و موسيقي آلمان" شد. وي به زويگ نامه اي حمايت آميز نوشت و به نازيها توهين فراوان کرد که اين نامه توسط گشتاپو از بين رفت.

تصميم وي در توليد اپراي تک نفره "فردنستاگ" در سال 1936 در زمان جنگ، به ويژه به عنوان سرودي براي صلح و در زماني که همه خود را براي جنگ آماده کرده بودند به عنوان حرکتي شجاعانه ياد مي شود.

با تضاد بين آزادي و اسارت، جنگ و صلح، نور و تاريکي، اين فکر از نظر بسياري به فيدلو (Fidelio) تشبيه شد. اين اپرا کمي پس از وقفه در جنگ در سال 1939 توقيف شد.

عروس وي آليس در سال 1938 دستگير شد، استرائوس سعي کرد با برلين ارتباط برقرار کند تا بتواند او را نجات دهد، او همچنين سعي کرد از موقعيت خود براي حفظ جان دوستان و همکاران يهودي خود استفاده کند. متاسفانه اشتراووس هيچ نوشته و اثر ضبط شده اي از خود مبني بر تنفرش از نازي ها به جا نگذاشته. در سال 1942 استرائوس به همراه خانواده اش از گارميش (Garmisch) به وين نقل مکان کرد (جايي که آليس و فرزندانش در آنجا در امان باشند.) متاسفانه استرائوس نمي توانست به طور کامل از خانواده يهودي خود محافظت کند و در اوايل سالهاي 1944 زماني که اشترائوس در کنار خانواده اش نبود آليس و پسرش توسط گشتاپو ربوده شدند و دو شب در زندان ماندند.

تنها دخالت شخصي خود اشترائوس باعث آزادي آنان شد و آنان را به گارميش باز گرداند که در پايان جنگ به نوعي در خانه زنداني بودند. اشترائوس آهنگ متامورفوزن (Metamorphosen) را براي 23 ساز زهي (10 ويولن، 5 ويولا، 5 ويولنسل و 3 کنترباس) در سال 1945 کامل کرد. اين اثر را اشترائوس به نشانه عزاداري و اندوهش از بمباران عمارت اپراي محبوبش "هوفت تئاتر" در مونيخ، نوشت. در آوريل 1945 اشترائوس توسط سربازان امريکايي در گارميش دستگير شد!

او به ستوان آمريکايي ميلتون ويس (Lieutenant Milton Weiss) گفت: "من ريچارد اشترائوس، ْآهنگساز شواليه گل رُز و سالمون هستم." و س بر حسب تصادف خود نيز موسيقيدان بود و سرش را به نشان تاييد پائين انداخت! افسر امريکايي که او نيز موسيقيدان بود اشترائوس را در مکاني امن و تحت حمايت خودش قرار داد.

اشتراوس در سال 1948 آخرين اثر خود را نوشت؛ "آخرين چهار شعر" براي صداي سوپرانو و ارکستر. براي اين نقش سوپرانو کريستن فلاگستاد (Kirsten Flagstad) را در ذهن داشت. کريستن آنرا براي اولين بار اجرا کرد و ضبط شد اما کيفيت ضبط خيلي پائيني دارد. از بهترين اشعار وي مي توان Zueignung ، C?cilie، Morgen و Allerseelen را نام برد.

اگرچه در مقايسه با آهنگسازان جوانتر آثار ريچارد اشترائوس ممکن است قديمي و غير متداول به نظر آيد اما همچنان اشعار و آهنگهاي او در ديد تماشاگران و اجرا کنندگان، محبوب و مشهور است. اشترائوس در سال 1947 گفته: "ممکن است من آهنگساز درجه يک نباشم، اما آهنگساز رده اول درجه دوم هستم!" ريچارد جرج اشترائوس در 8 سپتامبر 1949 در گارميش آلمان در سن 85 سالگي درگذشت. جرج سولتي (Georg Solti) که جشن تولد 85 سالگي استرائوس را برگزار کرده بود در طي مراسم تدفين او، ارکستر را نيز رهبري کرد.

ريچارد اشترائوس ضبطهاي فراواني را از آثارش انجام داده، همانند اجراي موسيقي از آهنگساز آلماني – اتريشي هارولد شوئنبرگ (Harold C. Schonberg). با آنکه اشترائوس رهبر بسيار توانايي بود اما دقت فراواني را براي ضبطهايش به خرج نمي داد. در سال 1929 اپراهاي تيل النسپيشل و دون خوان را به همراه ارکستر اپراي برلين اجرا کرد که به عنوان يکي از بهترين آثار اوليه ضبط از نوع الکتريکي شناخته شده، اگرچه اصل آن بر روي ديسکت 78 rpm ضبط شده بود، صداي عالي نيز داشت و براي آن دوره و نوازندگان و اجرا کنندگان بسيار فوق العاده و هيجان انگيز بود، (علي رغم اشتباه فاحش يکي از سوليستها در اجراي بسيار معروفي ازتيل النسپيشل!)

شوئنبرگ در ضبطهاي استرائوس از سمفوني شماره 40 موتسارت و سمفوني شماره 7 در بتهوون، نقدي نوشته است: "هيچ گاه هيچ تغيير يا آهستگي در بيان يا نوانسها وجود ندارد. حرکت کند به همان اندازه حرکت تند سرزندگي را دنبال مي کنند و آخرين حرکت با قطع شديدي در چهار دقيقه و بيست و پنج ثانيه به پايان مي رسد. در حالي که بايد 7 تا 8 دقيقه به طول انجامد." 

تحليلهاي سال 1994 پيتر گوتمان در اين ارتباط، در سايت classicalnotes.com بيان داشته: "اجراهاي سمفونيهاي هفتم و پنجم بتهوون، همچنين اجراهاي سه سمفوني آخر موتسارت با آنکه تا حدي خلاف عرف اجرا شده اند اما بسيار خوب هستند. از بهترين آثار ضبط شده استرائوس پوئم سمفونيکهاي خود او است. درست است که بر اساس پيشنهادات منتقدان در هنگام خواندن يک قطعه موسيقي و نتها بايد از احساسات چشم پوشيد و به جاي آن حالتي خشک و تنها بر اساس ساختار کار داشت، اما به جاي اينها چرا نگذاريم موسيقي خودش زبان بگشايد و ما را هدايت کند. درست است که سرعت آثار اشترائوس به طور کل بالا است، اما به درستي با موسيقي مدرن و معاصر همگام و همکلام است و امروزه بيشتر براي کليپهاي کانال موسيقي MTV مناسب است تا برنامه هاي شبانه اپرا و يا رمانهاي حجيم 100 صفحه اي."

بعد از جنگ جهاني اول اجراي آثار آهنگسازان آلماني- اتريشي متداول شده بود. اشتراووس به عنوان آهنگساز بزرگ آلماني زبان، افتخار ملتش بود. يکي از نکات بسيار جالب درباره ضبطهاي او شايد اولين اجراي کامل از سمفوني آلپين باشد که در سال 1941 با برچسب EMI عرضه شد که در آن اشترائوس از سري کامل سازهاي ضربي استفاده کرده بود. شدت و شکوه بالاي آن اجرا، در رقابت با ضبط ديجيتال هربرت فُن کارايان قرار گرفت که چندين سال پس از اثر ضبط شده استرائوس، آنرا با فيلارمونيک برلين اجرا و ضبط کرد.

بسياري از آثار اشترائوس از همان صداي نحيف راديو نيز، توانايي فوق العاده و شور رهبر خود را فرياد مي زنند. در سال 1944 اشترائوس 80 سالگي خود را جشن گرفت و فيلارمونيک وين را رهبري نمود و بيشتر آثار خود با اين ارکستر را ضبط کرد، وي همچنين موسيقي براي باله Schlagobers نوشت که به همراه اين ارکستر اجرا و ضبط کرده اما به ندرت شنيده شده.

استرائوس براي ضبطهاي بعدي خود به نسبت آثار اوليه اش نيروي بيشتري گذاشت که بر روي نوارهاي دستگاه ضبط مگنتفون (Magnetophon) ضبط مي شدند. آثار بعدي با ضبطهاي وانگارد (Vanguard Records) بر روي LP ضبط شدند که بعضي از اين آثار بر روي CD ضبط شده که به اصلشان وفادار بوده اند و در ميان ديگر اجراها ارزش شنيده شدن را دارند.

افزودن نظر

با تشکر فروان از همه شما عزیزان, نگاهک سایت شماست پس با ارسال نظرات خود , آنرا پر بار تر نمایید.






کد امنیتی
بازنشانی

قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی