يه روز دو تا تنبل ميرن بانک ميزنن، اولي ميگه بيا پولا رو بشمريم.
دومي ميگه: ولش كن فردا راديو ميگه!...
........................................
حیف نون میره دكترمیگه آقای دكترمن فراموشی گرفتهام.
دكتر میگه: چندوقته این بیماری رو دارین؟
حیف نونمیگه: كدوم بیماری؟
......................................
حیف نون داشت نوارخالی گوش میداد و بلند بلند گریه میكرده، بهش میگن چرا گریه میكنی؟
میگه: دلم واسه خوانندهاش میسوزه، طقلكی لال بوده!
.....................................
حیف نون به زنش ميگه: زن مهريهات را بگذار اجرا تا با پولش خونه بخريم!
.....................................
يه پسره به دوستش ميگه: بيا بريم دريا.
دوستش ميگه: نه اگه غرقشم مامانم منو ميكشه!
.....................................
آمریكاییه میخواسته حیف نون ضایع كنه میبرتش تو آمریكا و بهش میگه: زمین را بكن. حیف نون بعد از100متر كندن به یک سیم میرسه، آمریكاییه بهش میگه: ببین ما از100سال پیش تلفن داشتیم!
حیف نون هم یارو رو میبرتش تو شهرشون و بهش میگه: بكن، آمریكاییه بعد از100متر كندن به چیزی نمیرسه، حیف نون بهش میگه ببین ما از100سال پیش موبایل داشتیم!
.......................................
به حیف نون میگن: نظرت راجع به ماه رمضان چیه؟
میگه: والا خیلی خوبه فقط یه کم زولبیا بامیه اش رو زیاد کنن بهتر میشه!
.......................................
به حیف نون میگن بابات به رحمت ایزدی پیوست،
میگه: رحمت ایزدی دیگه کیه؟
میگن: نه منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت،
میگه: دیار باقی دیگه کجاست؟
میگن: یعنی دار فانی رو وداع گفت،
میگه: دار فانی دیگه چه جور داریه؟
میگن: یعنی رخت از این دنیا بربست،
میگه: منظورتون رو نمیفهمم!
میگن: احمق، بابات مرد،
میگه: احمق خوتی، بابا دیگه کیه!
........................................
حیف نون جلوی یک عابر بانک ایستاده بود و التماس میکرد: تو میتونی دو میلیون تومان به من قرض بدی، می دونم که داری، کمکم کن، به خدا بهت بر می گردونم!
........................................
حیف نون پسرشو میفرسته دانشکده افسری، دوستاش بهش میگن: درس پسرت که خیلی خوبه بود، بهتر بود میگذاشتی دکتر یا مهندس بشه؟
حیف نونمیگه: نه، آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم کلانتری باز کنیم!
قدرت گرفته از جیکامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سیاماس فارسی
نظرات